خود مشکلات زیادی داشتند با اینکه ممکن بود حتی برخی از آنها عهده دار بخش مهمی در یک شرکت باشند .
با اینکه هوش این بیماران در سرجای خود بود اما آن ها در انتخاب های خود در شرایط شغلی و یا زندگی شخصی ،
 
مشکلات زیادی داشتند و حتی گاهی در تصمیم گیری های ساده ای مثل گذاشتن یک قرار ملاقات دچار مشکل زیادی
 
می شدند . دکتر داما سیو گفت که این افراد در تصمیم گیری شان مشکل دارند زیرا    آن ها در بخشی بادامه ی مغز خود
 
که در آن جا یافته ی احساسی ذخیره می شود دچار مشکل شده اند بنابراین نمی توانند بر یافته های احساسی خود از
گذشته تکیه کنند . بدون منبع احساس همه چیز حالتی خنثی پیدا می کند و ما هیچ حسی نخواهیم داشت تا به ما امکان
 
دهد تا متوجه شویم که چه چیزی را ترجیح می دهیم . بنابراین باید گفت که احساسات در مغز به اندازه ی قدرت تفکر و
 
منطق در ذهن مهم است.
برای اینکه گفته هایمان را تقویت کنیم به این مساله اشاره می کنیم که در یک سری ازمایشات نشان داده شد هرگز
 
مردم آبمیوه را از بطری ای که روی آن نوشته باشد (( ادرار استرلیزه شده )) نمی نوشند و اینکه هرگز آنها کیک های
  
شکلاتی را که به شکل مدفوع سگ باشد  نمی خورند و همچنین اینکه تا زمانی که آب دهان در درون دهانمان قرار دارد
   
انزجار آور نیست اما اکثر افراد هرگز سوپی را که داخلش تف شده باشد ، نمی خورند . در این موارد ما هرگز از عقلانیت
 
مان استفاده نمی کنیم بلکه احساسات ما ، ما را هدایت می کنند . بسیاری از افراد متوجه شده اند که عقلانیت ،
اعمال و تصمیماتمان را برای خودمان توجیه  می کند و نه برای دیگران و ما از این واژه استفاده می کنیم تا بیشتر خودمان
را توجیه کنیم تا دیگران را زیرا ما نمی خواهیم خودمان را فردی احساسی بنامیم . در واقع ما چنین افرادی را افراد
 
(( بدون عقلانیت )) می نامیم.
اشتباهی که روان شناسان مرتکب می شوند این است که آن ها فکر می کنند عملکرد شناختی کاملأ از احساس جداست
 
و بنابراین همین مساله برروی صفحه ی شطرنج هم حاکم است اما در واقع دلایل زیادی وجود دارد که نشان می دهد
 
تفکر یک بازیکن شطرنج از احساسش حاصل می گردد . بنابراین برای آن دسته از افرادی که شطرنج را به عنوان
 
(( بهشت عقلانیت )) می نامند باید بگویم که این مساله درست است اما همچنان باید ادامه بدهم که این بهشت بر مبنای
 
احساس ساخته شده است .